چه نفاوتی میکند آنســـــــــوی دنیا باشی…
یا فقط چند
کوچه آنطرف تر
پای محبت که در میان باشد دلتنگی دمار از روزگار آدم در می آوردد…
مرد فریاد زد و ﮔﻔﺖ :
" ﺍﮔﻪ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﻫﻢ ﺩﺧﺘﺮﺑﺸﻪ، ﺩﺳﺘﺎﺗﻮ ﻗﻄﻊ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ "
.
.
.
.
ﺧﺪﺍ ﺑﻬﺸﺎﻥ ﭘﺴﺮﯼ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ فلج بود........
کنارِ دیوار،بی هیچ دیواری!
رو به روی پنجره یی، بی هیچ پنجره یی!
برفِ وَهم می بارد....
لبخند می زنم،
بی هیچ خاطره یی
قار،قار،قار.. آواز می کنم،
بی هیچ نارونی!
سردم می شود،بی هیچ زمستانی!
کج ایستاده به زمین با حسرتِ شاخه ،بی هیچ کلاغی!
سُر می خورم و پتوی کهنه ی عبث را
تا خِرخِره ام بالا می کشم!
ناقص می ماند در جذبه، بی هیچ جذبه یی!
دردِ دلِ ذهنم،بی هیچ دلی......
عیوبم را به همسایه گان خود نسبت می دهم،
بی هیچ همسایه یی!
شعر،خویش را می سراید
در دنیایی تلخ..........
----------------
از کتاب (سالهاست که مرده ام)
ﻫﯿﭻ ﮐَﺲ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ
ﻣﺎﻧﺪﻩﺍﻡ ﺗﺎ ﺑﻪ ﭼﻪﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﮐﻨﻢ!
ﻣﺎﻧﺪﻩﺍﻡ ﺩﺭ ﻗﻔﺲِ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ.
ﺩﺭ ﻗﻔﺲ ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﻢ
ﭼﻪ ﻏﺮﯾﺒﺎﻧﻪِ ﺷﺒﯽ ﺍﺳﺖ،
ﺷﺐِ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽِ ﻣﻦ....!
ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯿﮑﻨﻢ ، ﮐﺎﺵ ﯾﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﯼ....
ﺩﻟﺖ،ﺩﻝ ﻣﻦ ﺑﻮﺩ....
ﭼﺸﻤﺎﺕ،ﭼﺸﻢ ﻣﻦ ﺑﻮﺩ....
ﺭﻭﺣﺖ،ﺭﻭﺡ ﻣﻦ ﺑﻮﺩ....
ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﻣﻌﻨﯽ ﻭﺍﻗﻌﯽ "ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮﺩﻥ " ﻭ "ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ " ﺭﻭ
ﻣﯿﻔﻬﻤﯿﺪﯼ...
ﻣﯿﻔﻬﻤﯿﺪﯼ ﻭﻗﺘﯽ ﺷﺐ ﻭﺭﻭﺯﺍ ﮐﻨﺪ ﻣﯿﮕﺬﺭﻩ ﻣﻦ ﭼﻪ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ
ﺩﺍﺭﻡ....
ﮐﺎﺵ ﯾﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﻣﻨﻮﻣﯿﻔﻬﻤﯿﺪﯼ...!
ﺁﺭ ﺯﻭ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﺑﺮﺳﻪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﺲ ﻣﻨﻮ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩ
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﯽ....
ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﺣﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﺍﯼﻣﻨﻮ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ
بزن به شونش
بغلش کن
کاری کن که از داشتنت کیف کنه پیش دوستاش پز بده...
نه اینکه هر روزشو با بی محلیات شب کنه...
تو تنهاش نزار ،
باور کن روزی هزار بار میمیره...
کسی که فک میکنه برای کسی مهم نیست..!
ﯾﻪﺣﺮﻑ ﻧﺎﺧﻮﺍﺳﺘﻪ...
ﯾﻪﺭﻓﺘﺎﺭ ﺑﯽ ﻣﻨﻈﻮﺭ...
ﺍﻣﺎ ﺗﻠﺦ!
ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺧﻮﺏ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺑﻐﺾ ﺑﻨﺸﻮﻧﻪ!
ﺣﻮﺍﺳﺘﻮﻥ ﺑﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭﺍﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﺗﻮﻥ ﺑﺎﺷﻪ!
ﺣﻮﺍﺳﺘﻮﻥ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﺎﯼ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺗﻮﻥ
ﺑﺎﺷﻪ!
ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺩﻟﺸﻮﻥ ﻧﺎﺯﮐﻪ!
ﺯﻭﺩ ﺗﺮﮎ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﻩ.....
موشی در خانه ی صاحب مزرعه تله موش دید؛
به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد؛
همه گفتند : تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد؛
ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید؛
از مرغ برایش سوپ درست کردند؛
گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند؛
گاو را برای مراسم ترحیم کشتند؛
و در این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه می کرد؛
و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر می کرد...